آن روزها سینما که می رفتیم خیلی خوب بود
ساندویچ ها خیلی خوشمزه بودند
گل های محمدی بوی خیلی خوبی داشتند
آن روزها 100 تومان خیلی پول بود
آن روزها مدرسه خیلی دور بود
آن روزها خدا خیلی بزرگ بود
خانم معلم خیلی می فهمید
مجتبی ، پسر همسایه ، خیلی قد بلند بود
خانم برومند معلم کلاس دومم خیلی چاق بود
عمو علی رضا هم خیلی چاق بود
آن روزها خوب یادم است سایه ها خیلی پر رنگ بودند
وقتی که باران می آمد درخت ها خیلی قشنگ می شدند
آن روزها خیلی دیر می گذشت
و من هیچ وقت بزرگ نمی شدم
یک ماه به اندازه یکسال طول می کشید
ولی چه عجیب که
آن روزها خیلی سریع تمام شدند
و جالب این که این روزها خیلی سریع می گذرند
ولی زود تمام نمی شوند
آن روزها جهان با تمام کوچکیش عجیب بزرگ بود
اما این روزها
جهان با همه بزرگیش عجیب کوچک است
آن روزها همه چیز عجیب بود
و اما امروز دیگر انگار همه چیز عادی شده است
انگار چیزهای نو تمام شده اند
انگار چشمان من دیگر فریب نمی خورند و بی خود هیجان زده نمی شوم
این روزها فهمیده ام که چشمان کم سوی من سالها به من دروغ گفته اند
از دروغ های قشنگ متنفرم
من عاشق چهره ی کریه حقیقتم
Saturday, April 25, 2009
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

9 comments:
che poste zibaii.tamame khaterate kudakim morur shod.
be nevisandash tabrik migam,babate
afkare amighesh.
Ba arezuye movafaghiat baraye shoma.
che poste zibaii.tamame khaterate kudakim morur shod.
be nevisandash tabrik migam,babate
afkare amighesh.
Ba arezuye movafaghiat baraye shoma.
tnx
hamishe hesi dar nevshtehat hasy ke mano jazbe khodesh mikone
vali kheili mogheha ma cheshmamuno mibandim ke haghighato nabinim
khoshhalam ke to mese baghiye nisti
به نظر من
هر چقدر آدم ها بزرگتر میشن به دو دلیل نگاهشون نسبت به دنیای اطرافشون تغییر میکنه یا ارزش های زندگیشون شکل متفاوتی به خودش پیدامی کنه و یا این که چشماشون به بعضی حقایق چه تلخ و چه خوشایند باز میشه درک همه ی آدم ها در دوران کودکی از دنیا فقط خوبی. مجالی برای بدی ها نیست برای دنیای اطرافشون جز خوبی معنای دیگه ای پیدا نمیشه .ولی همین که آدم ها کودکی رو پشت سر میزارن و کم کم بزرگ میشن چه خواسته و چه ناخواسته درکشون و دیدگاهشون عوض می شه خیلی چیز ها دیگه اون جور که باید جلوه نمیکنه با همه ی این تفاسیر فکر می کنم به میزانی که به اندیشه هامون وسعت بدیم دنیامون هم همون قدر وسعت پیدا می کنه.
نوشتتون صادقانه بود
in posteto kheili dus daram nima
vali haghighati ke man kheili mavaghe bahash ru be ru shodam kheili ham bad va karih nabude !
shayad age vazheye khode haghighat bare manfisho tu zehne maha be khonsa taghir bede un vaght mibinim ke khiliam bad nis !
masal e asli i ke to in post daram tafavot e un roozha va emrooz e. un roozha por az kheili e, siah o sefid e va hame chiz motlaghe. Emrooz negah e khakestarie nazdik ba haghighat az kheili zibayi haye un rooz kam karde. Ke albate man ino doos daram.
هیچوقت از گذشته لذت نبردم.الان رو دوست ندارم و از آینده متنفرم (کاش نبودم)
شعرت منو یاد این حسم انداخت
مرسی که بهم سر زدی.البته من قصد نداشتم اینجور حسی رو بر بینگیزم.
Post a Comment