خدا بخواد ، امروزُ فردا می کنم
تو صحنه ی رقص چشمات
ولوله بر پا می کنم
میام و دستات پر از گلهای زیبا می کنم
فکری واسه غصه های این دل تنها می کنم
خودم رو با دوزُ کلک
توی دلت جا می کنم
خدا بخواد ، مال منی
برام از احساست بخون
تو خلوت تنهاییام
خدام نخواد ، باهام بمون
.
.
.
خدا خودش خوب می دونه
تو قلب ما چی می گذره
قلب خدای مهربون
از آدماش بزرگتره
خدا هنوز پیر نشده
این همه سال گذشته وُ
از عاشقی سیر نشده
ضربان قلب من هنوز
نشونه ی وجودمِ
خوب میدونی فدات بشم
عاشقی تار ُ پودم
وقتی که تندتر می تپه
یعنی دلم تو رو می خواد
یعنی تموم زندگیم
بدون تو می ره به باد
.
صبور باشیم ، خدا بخواد
روزایِ خوبمون میاد
فقط اگه خدا بخواد
دلامونُ می کنه شاد
.
.
.
حتی اگه خدام نخواد
میدونی که تورو می خوام
اگه شده تا آخرش
خودم باهات تنها میام
نیما نصرالهی
Wednesday, March 12, 2008
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

1 comment:
hi my dear teacher this is Alireza (FCE2) U have great weblog please visit mine:www.alirezayavar.blogfa.com and also www.persianemperor.blogfa.com
Post a Comment